X
تبلیغات
موسیقی بلوچ و سازبلوچ میرجاوه
استفاده ازآلات موسیقی بستگی به مکان ونوع مراسم داردکه لازم است ابتداسازهای بلوچی راکه بیشتردرمنطقه میرجاوه مورداستفاده قرارمیگیردمعرفی نمایم:

اولین سازوبه قولی سازمادر؛قیچک یاسروز یاسرود میباشدکه بیشتربه تنهایی ونوع خاصی ازمراسمات ازآن استفاده میشودکه معمولاًلیکویازهیروک یامودگ به تنهایی باقیچک خوانده میشودوسازدیگری که قیچک راهمراهی میکندطنبورگ یاسه تارمی باشد که قیچک باچوبی به نام کمانچه یاکمانگ که حدود40تا50سانتی متروازموی دم اسب نیزدرآن استفاده شده ،نواخته می شودوسازی آرشه ای می باشد.

قیچک ازقسمتهای مختلفی ساخته شده:1-نال یاجه پوست ،پایینترین قسمت قیچک وپوست روی آن بسته میشودومعمولاًپوست آهو می باشد

2-لاپ دار،به قسمت فرورفتگی شکم قیچک گفته می شود که بسته به بزرگی وکوچکی قیچک اندازه آن نیزمتفاوت است

3-دلک ،تکه چوب تزئینی که دروسط قیچک می باشدومیان دودیافراگم خروجی صداقرارمیگیرد

4-جه گوگ ،قسمت بالای قیچک که گوگها یاسیم گیرها داخل آن قرارمیگیرد

5-گوگ،سیم گیرهای قیچک می باشند وجهت کوک کردن قیچک باچرخاندن آنهامیتوان قیچک راکوک نمود

6-تاج،نمای بالای قیچک وبیشترجنبه تزئینی دارد

7سیمها،درقیچکها متفاوت وبسته به نوع قیچک دارای کمیت میباشد

اولین سیم ازسمت راست تیپ سپس زیل وبعد ازآن روت وبعد6الی 12لاپ سیم یاچیرتاروسپس بام وآخرین سیم گورتیپ نامیده میشوند که جنس روت ازروده گوسفند می باشدوموقع نواختن صدای بم دارد

خرک درقسمت پایین وروی پوست قرارمیگیردوسیمهاازروی خرک ردمیشوند ودرقسمت بالا روی شیطان دارقرارگرفته وداخل جعبه تقسیم یاجه گوگ جهت کوک کردن وصل میشوند

+ نوشته شده توسط محمدریگی پناه در چهارشنبه هجدهم خرداد 1390 و ساعت 13:58 |
بينجو( يا بِنجوُ) از خانواده سازهاي زهي مضرابي است. این ساز تنها ساز زهی مضرابی کلاویه دار ايران است 
اگرچه اين ساز امروزه در تمامي نواحي بلوچستان رواج دارد، اما يك ساز اصيل بلوچي نيست و از پاكستان وارد بلوچستان ايران شده است.

به عقيده بركت شَكَّل زهي ، نوازنده باسابقه بنجو ، اصل اين ساز ( نوعي كه در پاكستان رايج است) در مكران بلوچستان پاكستان ساخته شده است و از نيم قرن پيش در بلوچستان ايران نيز رواج يافته است.بر مبناي اين نظر، اين نوع خاص از بينجو فقط در بلوچستان پاكستان و بلوچستان ايران ديده مي شود. و ساير انواع آن كه در هندوستان و نواحي ديگر پاكستان رايج اند ، ساختمان متفاوتي دارند. 

[تصویر:  1356713116_130_2bfaceccbf.jpg]


ويژگي هاي ظاهري و ساختاري : 
بينجو يك ساز زهي مضرابي با جعبه طنيني نسبتا كشيده و دراز است. جعبه طنيني در مقطع سيم گير، عرض بيشتري دارد و در قسمت ديگر و مقطع گوشي ها، داراي عرض كمتري است. ( به ترتيب حدود 24 و 12 سانتي متر) و عمق نسبتا كم ( درحدود 5تا 6 سانتي متر) است.

بر روي جعبه طنيني، صفحه چوبي قرار دارد و در قسمتي كه محل نواختن مضراب است، سوراخي به شكل دايره، بيضي و يا قطره آب ايجاد شده است .وجود اين سوراخ در تشديد صدا و كيفيت طنين صداي بنجو اهميت دارد. همچنين در محلي كه گوشي ها به صفحه ساز داخل مي شوند نيز يه صفحه چوبي براي مقاومت بيشتر چسبانده شده است.

[تصویر:  1356713783_130_ab05222819.jpg]

خرك در نقطه معيني كه حدودا ميان سيم گير و سوراخ روي صفحه است بر روي صفحه ساز قرار مي گيرد.

بينجو 6 سيم دارد. سيم ها از يك طرف به سيم گير و از طرف ديگر پس از عبور از خرك به دور گوشي هاي مربوط به خود پيچيده مي شوند.

بينجو داراي سه شيطانك است. شيطانك اصلي ( كه يك تيغه فلزي است) نزديك به گوشي ها و در منتهي اليه پايه پرده ها قرار دارد. از روي اين شيطانك دو سيم اصلي بينجو ( سيم هاي وسط = سيم هاي سوم و چهارم) عبور مي كند. دو شيطانك ديگر مربوط به سيم هاي جانبي (سيم اول و ششم) است. هركدام از اين دو سيم يك شيطانك جداگانه دارند كه شيطانك هاي فرعي بينجو محسوب مي شوند و هر يك شامل يك ميخ فولادي است. هر كدام از اين دو شيطانك فرعي دو وظيفه به عهده دارد:

1. كوتاه كردن طول سيم هاي اول و ششم براي توليد صداهاي زيرتر
2. ايجاد انحراف در مسير حركت اين دو سيم ، براي دور كردن آن از سيم هاي مياني 


دو سيم ديگر بينجو ( سيم هاي دوم و پنجم) فاقد شيطانك هستند. بنابراين همه سيم ها از يكطرف به سيم گير واحد متصل اند و از روي خركي واحد عبور مي كنند. سيم هاي سوم و چهارم وترهاي اصلي هستند و پرده ها نيز با همين دو سيم تماس مي يابند. ساير سيم ها فرعي هستند و با پرده هاي بينجو هيچ تماسي ندارند.

روي صفحه بينجو و در طول آن يك تكه چوب نسبتا طويل به عنوان پايه براي پرده ها و شيطانك اصلي تعبيه شده است. اين چوب در طول صفحه و در وسط آن در حد فاصل سوراخ روي صفحه و گوشي ها با ميخ به صفحه كوبيده شده است.روي اين پايه طويل چوبي كه در حكم دسته ساز است، شيارهاي باريكي در فواصل معين ايجاد شده است و پرده ها و شيطانك اصلي در اين شيارها جاي مي گيرند. پرده هاي بينجو، تيغه هاي نازك فلزي هستند كه تقريبا ارتفاع واحدي دارند . آخرين پرده كه قدري از بقيه بلندتر است، همان شيطانك اصلي ( براي سيم هاي سوم و چهارم) است.

گوشي هاي كوك بينجو، مفتول هاي فولادي چهار گوشي هستند كه بصورت تقريبا نيم دايره در كنار هم قرار گرفته اند. 

روي جعبه طنيني و در طول آن يك حفاظ چوبي وجود دارد كه طول آن تقريبا برابر با طول پايه پرده ها است. كلاويه ها يا شستي هاي بينجو در قسمت زيرين اين حفاظ كار گذاشته شده اند. اين حفاظ چوبي توسط سه پايه فلزي به ضلع هاي جانبي و عقبي جعبه طنيني متصل مي شود. 

[تصویر:  1356716326_130_bbd470f603.jpg]

در قسمت زيرين جعبه طنيني غالبا چند برآمدگي كوتاه چوبي وجود دارد كه به عنوان پايه هاي كوتاه باعث مي شود تا سطح زيرين جعبه طنيني، اندكي از زمين فاصله بگيرد. در قسمت جانبي و جلويي بينجو نيز معمولا دسته اي براي سهولت در حمل و نقل آن تعبيه شده است. روي صفحه چوبي بينجو و حفاظ چوبي آن غالبا تزئيناتي بصورت عكس يا نقاشي ديده مي شود.


مكانيزيم دكمه هاي ( كلاويه ها) بينجو :

بينجو داراي 30 شستي يا كلاويه است كه در دو رديف پايين 17كلاويه و بالا 13كلاويه قرار دارد.براي هر پرده يك كلاويه يا شستي وجود دارد. هر كلاويه يا شستي يك قسمت گرد ، محدب و دكمه مانند دارد كه انگشتان دست چپ نوازنده روي آن قرار مي گيرد. اين قسمت دكمه مانند روي تيغه اي قرار دارد كه اين تيغه به منزله بازوي شستي است و توسط فنر به قسمت زيرين حفاظ چوبي متصل است با فشار دكمه يا شستي ، بازو ( تيغه فلزي) با سيم برخورد مي كند و آن ها را به يكي از پرده ها مي چسباند. با برداشتن انگشت ، تيغه و دكمه مربوط به ان توسط فنر به وضعيت اول باز مي گردد بنابراين هر دكمه يا شستي بينجو شامل قسمت انگشتي، بازو يا تيغه فلزي و فنر انتهايي آن است. 

دكمه ها يا شستي هاي بينجو در دو رديف در زير انگشتان دست چپ نوازنده قرار مي گيرند. وضعيت و ترتيب دكمه ها شبيه به وضعيت و ترتيب كلاويه هاي پيانو است. به اين معني كه رديف پاييني دكمه ها مربوط به صداي دياتونيك ( معادل كلاويه هاي سفيد پيانو) و رديف بالايي دكمه هاي مربوط به صداهاي كروماتيك( معادل كلاويه هاي سياه پيانو) است.ترتيب دكمه هاي رديف بالا نيز مانند كلاويه هاي سياه پيانو به صورت دوتايي و سه تايي است. دكمه هاي هر دو رديف همه در يك سطح قراردارند.


تكنيك هاي اجرايي دست راست:
بينجو با مضرابي از جنس پلاستيك نواخته مي شود. نواختن بينجو به صورتي است كه در هر رفت و برگشت مضراب ، همه سيم ها به صدا در مي آيد. چون سيم سوم و چهارم سيم هاي نغمه ساز هستند ؛ تاكيد نوازنده در هنگام مضراب زدن تا حدودي روي اين دوسيم بيشتر است.

حركت رفت و برگشت :در اين تكنيك ، مضراب تمام سيم ها را از بالا به پايين بصدا در مي آورد.

مضراب ريز: در بسياري مواقع به ويژه هنگام اجراي صداهاي طولاني مدت از اين تكنيك استفاده مي شود.اجراي سريع اين تكنيك ، نوعي از تريمولو را تداعي مي كند. 

دُرّاب : از تكنيك دراب نيز برخي از نوازندگان استفاده مي كنند.اين تكنيك هم بصورت راست - چپ - راست و هم به صوت چپ - راست - چپ قابل اجرا است. محل نواختن مضراب معمولا ثابت است. در عين حال ممكن است در تكنوازي بخاطر ايجاد رنگ صوتي متفاوت ، محل نواختن مضراب اندكي تغيير كند.


تكنيك هاي اجرايي دست چپ :
براي فشردن دكمه ها يا شستي ها از هر پنج انگشت دست چپ استفاده مي شود. در اين مورد معمولا از 4تا 5 پوزيسيون در اجراي گام دياتونيك كه در محدوده تقريبي 2.5 اكتاو قرار دارد ، مي توان استفاده كرد. اگر بيش از يك شستي همزمان گرفته شود ، بطور طبيعي اخرين دكمه كه طول فعال وتر را كوتاهتر مي كند و به خرك نزديكتر است عمل مي كند.



كوك بينجو :


كوك بنجوي بركت شكل زهي - زاهدان
كوك راست ساز (كوك اصلي): در اين كوك ، سيم هاي سوم و چهارم مضاعف هستند. سيم هاي اول و ششم نيز همصدا هستند و سيم پنجم يك اكتاو پايين تر از اين سيم هاست. فاصله بنيادي در اين كوك نسبت ميان سيم اول و دوم است كه شامل «چهارم درست كاسته» است. و در ساير سيم ها تكرار شده اند.

[تصویر:  1356717192_130_ca0400fb62.JPG]

كوك شيربام: سيم پنجم يك اكتاو پايين تر از سيم دوم كوك شده است. فاصله بنيادي در اين كوك نسبت ميان سيم اول و دوم است «فاصبه پنجم درست كاسته » و در سيم هاي پنجم و ششم تكرار شده اند.

[تصویر:  1356717204_130_5b2ff729aa.JPG]

كوك بينجوي محفل درويش عبدالرئوف صاحب زاده - روستاي دهك سراوان

اين كوك در واقع حاصل تلفيق ميان دو كوك راست ساز و شيربام است. 
[تصویر:  1356717295_130_b96acf7f54.JPG]


كوك بينجوي مراد سميعي - سراوان

[تصویر:  1356717392_130_1e38b0fb3e.JPG]


وسعت صوتي :
وسعت نغمگي صداي بينجو مربوط به سيم هاي سوم و چهارم است ، اما با در نظر گفتن صداهاي حاصل از ساير سيم ها به شرح زير مي باشد :

[تصویر:  1356717517_130_afe3a2d5bf.JPG]


شيوه صحيح گرفتن بنجو و حالت دست هاي راست وچپ روي ساز :
[تصویر:  1356717712_130_7b54495359.jpg]

موارد استفاده :
امروزه در تمام نواحي بلوچستان استفاده مي شود. در ميان نمونه ها و انواع موسيقي رايج در بلوچستان ، در موسيقي سَوتي از بينجو بيشترين استفاده مي شود.تنها موردي كه خارج از ترانه هاي حوزه سوت است ، محافل ذكر و غزل خواني درويشان نقشبنديه صاحبان در اطراف سراوان و حدود نوار مرزي ايران و پاكستان است در اين محافل غالبا بينجو(كه قدمت زيادي ندارد) با رباب و تمبورك نواخته مي شود.
از بينجو گاه براي تك نوازي در شروع آوازها و مقام ها استفاده مي شود. اما نقش اصلي آن بيشتر در همنوازي هاست (كه غالبا از يك بينجو استفاده مي شود.)

چون بنجو در پاكستان ساخته مي شود از جنس دقيق سيم ها اطلاعي در دست نيست اما مهمترين چوبي كه در ساخت بينجو استفاده مي شود چوب درخت « حَدّ » يا « بَبُّر » است.

در پايان چگونگي حركت و عبور سيم هاي بينجو را در تصوير بند انگشتي اين تاپيك ببينيد.



[تصویر:  1356809679_130_d929d65bc9.jpg]




محمد علي محمدحسني 
از نوازندگان برجسته بنجو در ايران، پاكستان و حوزه خليج فارش مي باشد. آهنگساز و تنظيم كننده قطعات موسيقي بلوچي است.

[تصویر:  1356812518_130_6df61dc93f.jpg]


به اين ساز هم بنجو گفته ميشه . كه بيشتر در هندوستال متداوله.

[تصویر:  1357204523_130_5a31547b29.jpg]

+ نوشته شده توسط محمدریگی پناه در سه شنبه بیست و دوم اسفند 1391 و ساعت 13:46 |

« تمبوره يا تمبورك » از سازهاي قديمي و اصيل بلوچستان و از خانواده سازهاي زهي زخمه اي است.

اين ساز گاه در بلوچستان به زبان فارسي سه تار ناميده مي شود. تمبورك در هر دو ناحيه بلوچستان يعني سرحد زمين و مكران نواخته مي شود. تمبورك توسط بلوچ هاي سيستان درخارج از حوزه موسيقي سيستاني نيز مورد استفاده قرار مي گيرد. تمبورك يك ساز همراهي كننده و يكي از ركن هاي اصلي در اجراي نمونه هاي مختلف موسيقي بلوچستان است. تقريبا هيچكدام از سازهاي زهي و بادي بلوچستان به استثناي سرنا از همراهي تمبورك بي بهره نيستند.

[تصویر:  1354814169_130_7f3f2542a5.jpg]


انواع تمبورك :
تمبورك دستان دار - تمبورك بدون دستان.
تمبورك هاي بدون دستان ريتم (آكورد گيري نيز انجام مي دهند) مي نوازند. و تمبورك هاي دستان دار (پرده) علاوه بر اين، ملودي يا نغمه نيز مي نوازند .

تمبورك بدون دستان :
كاربرد تمبورك هاي بدون دستان در اجراهاي سنتي موسيقي بلوچستان :

1.حفظ و تداوم جريان هاي ريتميك :
يكي از وظايف عمده تمبورك بدون دستان ، حفظ و تداوم جريان هاي اصلي ريتم در نغمه هاي متريك است. از اين جهت ، تمبورك نقشي مانند يك ساز ضربه اي دارد. البته تمبورك هاي دستان دار نيز مي توانند چنين نقشي را ايفا نمايند.

2. ارائه و مداومت در اجراي مركزيت صوتي (مركز يت تونال) :
وظيفه ديگر تمبورك هاي بدون دستان ، ارائه و تكرار بي وقفه صداهاي حاصل از بعضي سيم هاي دست باز در سازهايي مانند سرود( قيچك ) و رباب يا صداهاي اصلي مقام يا آهنگ در سازهايي مانند نل (ني) و دونلي است .تمبورك گرچه كوك خود را از سازهاي ديگر مي گيرد. اما در عين حال به عنوان يك مبناي صوتي ثابت براي ساير نوازندگان عمل مي كند . به عبارت ديگر، خواننده و سازهايي كه به اجراي نغمه اصلي مشغول اند، كوك و صداهاي پايه واصلي خود را به طور مداوم با تمبورك كنترل مي كنند. 

تمبورك هاي بدون دستان ازاين جهت نقشي مانند دياپازون دارند ومي توان گفت نقش تمبورك بدون دستان در موسيقي بلوچستان مانند نقش تمبورا در موسيقي هندوستان است. تمبورا در هندوستان هنگام همراهي سازهاي نغمه پرداز يا خوانندگان ، هميشه صداهاي مبنا را بدون ارائه جريان هاي ريتميك و متريك به شكل بي وقفه به نوازنده يا خواننده گوشزد مي كند و در واقع نوعي وسيله ارجاع يا ياد آوري صداهاي مبنا در طول اجراي راگاهاي * مختلف است . همين عملكرد تمبورك بي دستان در موسيقي بلوچستان است كه آن را از لحاظ خويشاوندي به سازهاي شرقي تر آسيا و به خصوص هندوستان نزديك مي سازد. تمبورك هاي دستان دار نيز مي توانند چنين نقشي راايفا نمايند.

3.ازديادحجم و اشباع فضاي صوتي :
وظيفه ديگر تنبورك بدون دستان ، ازدياد حجم و اشباع فضاي صوتي در نمونه هاي مختلف موسيقي بلوچستان است . به همين دليل دراجراهاي مختلف موسيقي بلوچستان گاه از دو يا چند تمبورك استفاده مي شود. اين عملكرد تمبورك، آن را از تمبوراي هندوستان دور مي سازد، زيرا وظيفه تمبورا در موسيقي هندوستان ،ازدياد حجم و اشباع فضاي صوتي نيست . در عين حال ، تشابه دو واژه تمبورك و تمبورا نشان دهنده خويشاوندي اين دو ساز است . تمبورك ها ي دستان دار نيز مي توانندچنين نقشي را ايفا نمايند.


تمبورك دستان دار :
تنها در روستاي پير آباد سراوان از تمبورك دستان دار استفاده مي شود. روستاي پير اباد سراوان مركز درويشان نقشبندي دراين منطقه است و از تمبورك دستان دار نيز فقط در محافل ذكر و در همراهي رباب استفاده مي شود .تمبورك هاي بدون دستان استفاده ملوديك ندارند؛ اما روشن است كه وقتي بر دسته تمبورك دستان بسته مي شود، اين ساز نيز نقش ملوديك مي يابد.

اين تمبورك داراي 5 تا 6 دستان هستند ، اما نوازندگان تمبورك اغلب فراتر از اين دستان ها نيز انگشت گذاري مي كنند. در منطقه كويته در بلوچستان پاكستان نيز اين نوع تمبورك رايج است و به دمبورا معروف است . دمبوراي كويته پاكستان گاه به جاي سه سيم ، 2 سيم دارد و تعداد دستان هاي آن نيز 6 عدد است . 


ويژگيهاي ظاهري و ساختاري 

كاسه ساز حجيم و نيمه گلابي است. دسته اي طويل و قطور وصفحه اي از چوب كه روي كاسه را پوشانده است. كاسه طنيني تمبورك يكپارجه است . دسته ، بدون قسمت رابط و مياني مستقيما به كاسه متصل مي شود . 

[تصویر:  1354814757_130_771614d22f.jpg]

اين ساز داراي سه سيم است . سيم ها از يك طرف به سيم گير و از طرف ديگر پس از عبور از خرك و شيطانك به دور گوشي هاي سه گانه پيچيده مي شوند . تمبورك فاقد لانه كوك يا جعبه گوشي ها است و گوشي هاي سه گانه آن درامتداد دسته و در قسمت سر پنجه مستقيما به داخل دسته فرو رفته اند. گوشي هاي در يك رديف و درجهت صفحه در سوراخ هاي تعبيه شده قسمت سر پنجه فرو مي روند گوشي هاي تمبورك نسبتا بزرگ طويل و حجيم هستند؛ از اين رو براي كوك كردن آن بايد باتمام پنجه دست چپ ، گوشي ها را فشرد. 

پرده هاي تمبورك هاي دستاندار در نقاط معيني روي دسته بسته شده اند . سيمگير تمبورك اغلب بسيار ابتدايي است . گاه قطعه چوب كوچكي است و گاه فقط از دو عدد ميخ فولادي تشكيل شده است. همين سادگي وابتدايي بودن درمورد شيطانك تمبورك نيز صادق است . شيطانك تمبورك يا متشكل از لبه برآمده ازدسته است يا قطعه چوب باريكي است كه در شيار دسته قرا مي گيرد و گاه حتي از يك چوب باريك ( چوب كبريت ) كه زير سيم ها و در منتهي اليه دسته قبل از سر پنجه گذاشته مي شود ،استفاده مي شود. 

خرك چوبي تمبورك نيز در نقطه معيني روي صفحه قرار مي گيرد. اين ساز معمولا داراي يك بند خرك است . بند خرك يك تكه بند يا نح است كه از يك طرف به سيم گير و از طرف ديگر به سوراخ ايجاد شده در روي خرك متصل است. بند خرك نه تنها ازحركت خرك به سمت دسته جلوگيري ميكند ، بلكه مقياس و ميزاني نيز براي محل درست خرك بر روي صفحه است .

[تصویر:  1354814815_130_4fa640a3bc.jpg]

تمبورك اغلب داراي تسمه اي از چرم است كه نوازنده آن را بر كتف راست خود مياندازد. يك طرف اين تسمه به منتهي اليه قسمت پاييني كاسه و طرف ديگر آن حدودا در محل اتصال دسته به كاسه بسته مي شود . دو سر تسمه به شكل بسيار ابتدايي با ميخ هاي فلزي بر كاسه كوبيده مي شوند. 
به اين ترتيب، قسمت هاي مختلف تمبورك ، شامل كاسه يك تكه ، صفحه چوبي ، دسته، سه عدد گوشي ، سه عدد سيم فلزي، خرك، سيم گير، شيطانك، بند خرك و تسمه چرمي است.


كوك تمبورك : 
كوك تمبورك اعم از تمبورك دستان دار و تمبورك بدون دستان در تمام نقاط بلوچستان ثابت است. عدم تنوع كوك در اين ساز به اين دليل است كه تمبورك به استثناي تمبوركهاي محدود دستان دار، ساز ملودي نواز نيست و وظايفي را كه در اجراي نمونه هاي مختلف موسيقي بلوچستان به عهده دارد با كوك ثابت مي تواند انجام دهد.

[تصویر:  1354814923_130_ce8ce2b4a4.JPG]

سيم اول و دوم بصورت همصدا كوك مي شوند و سيم سوم ، يك چهارم درست پايين تر از دو سيم ديگر كوك مي شود.سيم هاي اول و دوم كه نسبت به هم همصدا هستند نيز به صورت همصدا باسيم پنجم و ششم رباب و همصدا با سيم سوم و چهارم قيچك در فاصله اكتاو پايين تر كوك مي شوند. وقتي تمبورك سازهايي مانند ني و دونلي را همراهي مي كند، صداهاي حاصل از دست باز سيم هاي تمبورك بصورت همصدا يا اكتاو، تقويت كننده و تشديد كننده صداهاي اصلي و مبناي مقام ها يا آهنگ ها خواهند بود.


تكنيك هاي اجرايي دست راست :
تمبورك هاي بدون دستان را بااستفاده از 4 و گاه 5 انگشت دست راست مي نوازند. به همين دليل در نواختن اين نوع تمبورك از مضراب استفاده نمي شود.تمبورك شيوه نواختن ساده اي دارد و شيوه هاي نواختن كه در ديگر سازهاي زهي زخمه اي متداول است در نواختن تمبورك مرسوم نيست. تنها حركت ها در تكنيك هاي اجراي دست راست ، محدود به مضراب راست ( از بالا به پايين ) و مضراب چپ ( از پايين به بالا) است.
نواختن تمبورك در نمونه هاي مختلف موسيقي بلوچستان معمولا بصورت ريتميك و بي وقفه است. مگر در دو مرحله از اجراي شَئر يعني مرحله دَپگال و الحان كه معمولا تمبورك ساكت است يا فقط با زخمه هاي تك و آزاد نواخته مي شود.

[تصویر:  1354815169_130_171ca52a6f.jpg]


تكنيك هاي اجرايي دست چپ :

تمبورك بدون دستان : 

در تمبورك هاي بدون دستان انگشت گذاري بر روي دسته تمبورك تنها به سيم سوم محدود است.و سيم هاي اول و دوم هميشه دست باز مورد استفاده قرار مي گيرد. براي انگشت گذاري معمولا فقط از انگشت سوم استفاده مي شود. گرفتن سيم سوم تمبورك توسط انگشت سوم معمولا در نقطه اي از طول سيم انجام مي گيرد كه صداي حاصل ، نسبت به دست باز سيم، فاصله چهارم درست باشد. بنابراين در لحظه گرفتن سيم سوم در نقطه معين ، هر سه سيم تمبورك همصدا خواهند شد. گاهي فاصله پنجم درست نيز گرفته مي شود.

تمبورك دستان دار :
تعداد 5 تا 6 دستان دارد. معمولا از 4 انگشت دست چپ ( جز انگشت شصت) استفاده مي شود.تكنيك هاي اجرايي دست چپ نيز ساده است و شامل ساير تكنيك هاي متداول در سازهاي زخمه اي نمي شود. پس از پرده ششم معمولا در حد 3تا4 صداي ديگر بر روي دسته انگشت گذاري مي شود. انگشت گذاري بر روي دسته تمبورك هاي دستان دار فقط به سيم اول ( سيم زير) محدود مي شود.

[تصویر:  1354815210_130_ebc92acbd0.jpg]


موارد و نوع استفاده تمبورك:
با توجه به اينكه تمبورك اغلب يك ساز همراهي كننده است ( با تمبورك هاي دستان دارگاه ملودي نيز مي نوازند). دربيش تر انواع و فرم هاي موسيقي و بلوچستان به استثناي سرنانوازي ،موتك، ليلو، آمبا و برخي از آوازهاي داراي ريتم آزاد مانند كردي ، ذهيروك، ليكو و ... تمبورك ساز جدايي ناپذير اجرا محسوب مي شود. شاخص ترين نمونه هاي حضور تمبورك را مي توان دراجراي شئر، موسيقي گواتي ، سوت و ذكرهاي درويشان نقشبنديه صاحبان مشاهده كرد.


1. شئر
در اجراي شئر كه روايت هاي حماسي ، تاريخي ، اجتماعي و مذهبي بلوچي است ، يك سرود( قيچك ) و دو تمبورك شركت دارند. تمبورك اول را شائر يا خواننده روايت ها مي نوازد . دراجراي شئر ، دو تمبورك را گاه به صورت متناوب و گاه باهم مي نوازند.
شئر در برگيرنده سه شكل يا سه فرم اجرايي مختلف است . اين سه فرم در طول اجراي روايت ، بنا بر محتواي داستان و شعر ( متن ) متناوباً عوض مي شوند.
شكل اول، دپگال ناميده مي شود. در اين مرحله خواننده با بيان محاوره اي و به صورت رسيتاسيون به بيان داستان مي پردازد و تمبورك نمي نوازد، اما بيان او توسط تمبورك دوم و قيچك همراهي مي شود.
شكل دوم ، سازينك ناميده مي شود و موسيقي در اين مرحله ريتميك است . تمبورك اول و دوم باهم و همراه با قيچك آواز را همراهي مي كنند . 
شكل سوم ، الحان ناميده مي شود. محتواي شعر ها در اين مرحله يا خاموش اند يا در صورت اجرا، برتري با تمبورك دوم است . به اين ترتيب ، نقش تمبورك دراجراي شعر بسيار حساس و تعيين كننده است .

2.موسيقي و ذكرهاي گواتي
در اجراي آوازها و ذكرهاي گواتي نيز به دليل تحرك ويژه اين آوارها و ذكرها ، نقش تمبورك بسيار حساس و چشمگير است . ويژگي هاي عمده موسيقي گواتي را مي توان درتحرك فوق العاده ،افزايش تدريجي سرعت و تمپو ، تكرار بي وقفه شكل ها و جمله هاي كوتاه و افزايش تدريجي حجم موسيقي خلاصه كرد. از آن جا كه گروه هاي اجرا كننده موسيقي گواتي در بلوچستان ايران از حيث تعداد و نوع ساز متنوع هستند ، تعداد تمبورك نيز به همين اعتبار در اين نوع گروه ها متغير است . دراين ميان استفاده از يك قيچك و دو تمبورك بسيار رايج است . گاه يكي از دوتمبورك را خواننده ذكرهاي گواتي مي نوازد و تمبورك دوم را يكي از اعضاي گروه جوابگو ) گروهي كه جواب ها و ترجيع ذكرها را بازگو مي كنند) مي نوازد. نغمه هاي گواتي در بلوچستان توسط سازهايي مانند نل ( ني ) و دو نلي نيز اجرا مي شوند. دراين نوع اجراها هم تمبورك حضور غالب دارد.
جهت كسب اطلاعات بيشتر به تاپيك موسيقي گواتي مراجعه كنيد.

3. سوت 
در اجراي سوت ( آوازها و ترانه هاي شاد بلوچي ) نيز نقش تمبورك بسيار مهم است و معمولا ازهمه سازهاي بلوچي بجز سرنا، دهل، جوره و دونلي در آن استفاده مي شود. براي اجراي سوت از 1 تا 3 تمبورك استفاده مي كنند و يكي از ان ها گاه توسط خواننده نواخته ميشود. 

به طور كلي نواختن تمبورك توسط خواننده اعم از شائر، خواننده ذكرهاي گواتي، خواننده سوت و ... بسيار معمول است . نواختن تمبورك به خواننده بلوچ امكان مي دهد تا ساير اجرا كنندگان را از نظر سرعت ، وزن ، كمي و زيادي حجم موسيقي و... آسان تر رهبري كند.

4.غزل خواني و ذكرهاي محافل درويشان نقشبنديه صاحبان 
در غزل خواني و ذكرهاي درويشان نقشبنديه صاحبان معمولا از دو ساز رباب و تمبورك استفاده مي شود. نقش تمبورك در اجراي ذكرهاي اين محافل بسيار حائز اهيت است . تجمع درويشان صاحبان بيش تر در منطقه مرزي ميان سراوان و پاكستان است.


جنس و مواد به كار رفته در ساختمان تمبورك :
كاسه طنيني :كاسه يكپارچه تمبورك از چوب هاي مختلفي ساخته مي شود. رايج ترين چوب ها براي كاسه ، پرپوك و توت است . درخت پرپوك بيش تر در پاكستان يافت مي شود. صداي حاصل از كاسه هاي ساخته شده از چوب پرپوك نيز بهتر است . به همين دليل كاسه بيش تر تمبورك هاي مرغوب كه از پاكستان به ايران آورده مي شوند، از چوب پرپوك است . گاه كاسه را از چوب انبه نيز مي سازند.

صفحه : صفحه تمبورك از چوب هاي مختلفي ساخته مي شود . رايج ترين چوب براي ساختن صفحه، چوب گز است.

دسته : دسته تمبورك نيز از چوب هاي مختلفي ساخته مي شود. اين چوبها اغلب از ميان چوب هاي سخت انتخاب ميشوند تا بتوانند كشش و فشار ناشي از سيم ها را تحمل نمايند. از چوب توت نيز گاه براي ساختن دسته استفاده مي شود.

گوشي ها : گوشي هاي تمبورك معمولا از چوب پرپوك يا چوب گز ساخته مي شوند.

سيم گير : درتمبورك هاي مرغوب ، سيم گير از جنس چوب و در تمبورك هاي معمولي ، يك يادو ميخ فلزي است .

سيم ها : جنس وترهاي سه گانه تمبورك در حال حاضر ، سيم هاي فولادي سفيد است و در قديم زه ( روده تابيده شده گوسفند) بوده است . ضخامت هر سه سيم فولادي يكسان است .

دستان ها : درتمبورك هاي دستان دار، جنس دستان ها در حال حاضر ، سيم نايلوني چهار لا است و در قديم زه بوده است 

مضراب : از مضراب فقط درتمبورك هاي دستان دار استفاده ميشود، آن هم وقتي كه تمبورك وظيفه اجراي ملودي را به عهده دارد . جنس مضراب در اين نوع تمبورك ها از« پيش » ( برگ درخت داز، نوعي نخل وحشي در بلوچستان ) است . برگ «پيش » را طوري گره مي زنند كه قسمتي ازآن ميان انگشت هاي شست و سبابه قرار مي گيرد و قسمت ديگري از آن با سيم ها تماس مي يابد.
--------------------
*راگا : موسيقي سنتي هند از راگاهاي زيادي تشكيل شده است. راگا معادل و مشابه همان دستگاه در موسيقي سنتي ايران است.




نام آوران تمبورك


ماشاالله بامري :

[تصویر:  1355414671_130_9df65ade04.jpg]

بامری در سال ۱۳۳۰در ایرانشهر متولد شد و از سن ۸ سالگی به کار موسیقی وخوانندگی روی آورد. وی از کودکی آموختن ساز دهلک را آغاز کرد و سپس به خوانندگی پرداخت. 

او مقام اول جشنواره‌هایی چون نی‌نوازان، موسیقی حماسی،‌ آیینه و آواز، موسیقی فجر، ذکر و ذاکرین و موسیقی نواحی کرمان را کسب کرده است و در مجموع بیش از ۷۰ لوح تقدیر و سپاس در کارنامه‌ی حرفه‌ای موسیقایی خود داشت. بامری هم‌چنین در کشورهای فرانسه، آلمان، امارات، ونزوئلا، هلند و ترکیه کنسرت‌هایی را برگزار کرده بود و از مشهورترین خوانندگان ترانه‌های مردمی بلوچستان به شمار می‌رفت.

ماشاالله بامری در طی برگزاری هفتمین جشنواره موسیقی نواحی به عنوان بزرگ‌ترین پژوهشگر موسیقی سیستان و بلوچستان مورد تقدیر قرار گرفته بود. بامری در زمینه‌ی خوانندگی و آهنگ‌سازی و همکاری با گروه‌های مختلف موسیقی فعالیت داشت و از جمله همکاری‌های وی با گروه رستاک مورد توجه علاقمندان به موسیقی فولکلور قرار گرفته بود. آخرین اجرای این موسیقی‌دان بلوچستانی در تالار بتهوون خانه‌ی هنرمندان تهران برگزار شد و مورد استقبال دوستداران موسیقی مقامی قرار گرفت.

بامری پس از چندین ماه مرزه با سرطان روده، در سال 90 در سن ۶۰ سالگی در كرمان درگذشت. 




کمال خان هوت 

[تصویر:  1355515228_130_a91b5df4e3.jpg]

معروف به ملا کمالان یکی از خوانندگان موسیقی مقامی بلوچی و از نوازندگان تنبورک در سیستان و بلوچستان بود. 
سبک خوانندگی کمال خان، پهلوانی است که از اصیل‌ترین و قدیمی‌ترین گونه‌های موسیقی بلوچی است، در بلوچستان رواج داشته و اعتبار و ارزش بسیاری نزد بلوچ‌ها دارد .

کمال خان هوت، فرزند مراد، در سال ۱۳۲۰ خورشیدی در روستای لاتیدان از توابع بخش دشتیاری چابهار، در یک خانواده کشاورز به دنیا آمد. او در نوجوانی متوجه علاقه و گرایش خود به موسیقی وشعر شد و شعرها وملودی‌ها را به خاطر می سپرد و می خواند. او در زندگی هنری اش با خوانندگان، نوازندگان وشاعران مختلفی آشنا شد و همکاری کرد. کمال خان بااینکه مدرسه نرفته ولی، خواندن می داند و همین طور می‌نویسد. برخی از اشعار خودش و دیگران را در دفترهایش می‌نوشت.

کمال خان سحرگاه روز اول اسفند ماه سال ۱۳۸۸ خورشیدی در سن ۶۸ سالگی در گذشت.

محمدرضا شجریان مهر ماه ۸۶ در مراسم بزرگداشت ملا کمال خان که توسط شورای عالی فرهنگستان هنر برگزار شد در مورد این هنرمند گفته بود: برای من مایه خشنودی و مباهات است که امروز دربزرگداشت بزرگواری از اهالی موسیقی بلوچ شرکت می کنم در حالی که باید بگویم متاسفانه تا کنون آن گونه که شایسته است این فرهنگ را نشناخته وازملا کمال‌ها تقدیر نکرده ایم. 




اسم اين خواننده و شاعر بلوچي " لال (لعل) بخش بيك" و يا لال بخش پيك هست. دقيق نمي دونم 

[تصویر:  1355517053_130_7f06dab8a8.jpg]



+ نوشته شده توسط محمدریگی پناه در سه شنبه بیست و دوم اسفند 1391 و ساعت 13:41 |


سازهای اصیل بلوچی عبارتند از قيچك ، تمبورک ، تشتک و کوزه ، سرنا ، دهل ،جوره و نل. سایر سازهای رایج در موسیقی امروز بلوچستان ایران مانند دهلک (معمولی و دهلک نال )، هارمونی ، بنجو، دونلی و قنجری(دایره زنگی) ازمناطق دیگر مثل پاکستان و هند وارد موسیقی بلوچستان ایران شده اند.
شباهت ظاهری رباب به طور نسبی به قیچک سیستانی بیشتر است .قیچک سیستانی در مقایسه با قیچک بلوچی دارای کاسه کشیده تر و باریک تر است و ساختمان ساده تری دارد.قیچک های سیستانی از نظر ساختار و امکانات صوتی با قیچک های افغانی ،و قیچک های بلوچی با قیچک های رایج در بلوچستان پاکستان ( سرود = سروز) هم ریشه اند. 

دو نوع رباب در بلوچستان ايران وجود دارد، رباب 18 تار و رباب 5تار. از اين ميان، رباب 18 تار ساز منسوخ شده منطقه سيستان است. اين ساز سال هاست كه از موسيقي سيستان حذف شده و جز معدود نوازندگان افغان، كسي رباب نمي نوازد. بي گمان با حذف اين ساز بسياري از مُقام ها و پرده هاي موسيقي سيستاني نيز به فراموشي سپرده شده است !!! رباب 5 تار نيز منحصر به يكي از روستاهاي شهرستان سراوان است.
در ادامه به بررسي و معرفي اين سازها از دو زاويه عمومي و تخصصي پرداخته مي شود.

بخش اول : بررسي عمومي رباب

رباب 18 تار :


[تصویر:  1353519962_130_ade76b05a5.JPG]

از سازهای قدیمی ایران که درحال حاضر تنها در منطقه سرحد (شمال) بلوچستان ، سیستان ( سالهاست كه در اين منطقه به دست فراموشي سپرده شده است.) و نیز افغانستان و تا حدودی پاکستان و تاجیکستان رواج دارد. از ناحیه سراوان به سمت جنوب بلوچستان رباب حضور ندارد.

گستردگی و غنای بیشتر فرهنگ و موسیقی ناحیه مکُّران نسبت به ناحیه سرحد در بلوچستان ایران از یک طرف و نظرافراد مطلع و موسیقیدان با سابقه بلوچستان از طرف دیگر ، این نتیجه را می دهد که رباب اصالتاً یک ساز بلوچی بحساب نیاید. اما بعلت مجاورت با افغانستان و برخی از نواحی غربی پاکستان و نیز نزدیکی صدادهی آن با صدادهی سازهای اصیل بلوچی ،این ساز به فرهنگ موسیقی سرحدی بلوچستان ایران و منطقه سیستان وارد شده است و حتی به عنوان مهم ترین ساز در همراهی آوازها و ذکر های محافل درویشان نقشبندیه صاحبان در اطراف سراوان شرکت دارد. اشعار مورد استفاده در غزل خوانی و آوازهای درویشان صاحبان عموما فارسی است. این اشعار در مقام های ویژه ای در موسیقی بلوچستان مانند راست ساز ، جاران ، شیربام ،گورساز ، خرمنی ساز و... خوانده می شوند. رباب به همراهی تنبورک مهمترین و رایج ترین ساز درهمراهی این آوازها و ذکرهاست.تعلق ویژه رباب به این بخش از موسیقی بلوچستان که مبتنی بر شعر و به ویژه غزل است ؛ می تواند تاکیدی بر این امر باشد که رباب سازی غیربلوچی است.از این گذشته همیشه تعداد نوازندگان رباب در مقایسه با نوازندگان سازهای دیگر بلوچی کمتر بوده است.


ویژگی های ظاهری وساختاری رباب 18 تار:
رباب هجده تار سازی است از خانواده سازهای زهی مضرابی، با بدنه ای کشیده و بلند و دسته ای کوتاه. بخش عمده این ساز که شامل کاسه طنینی دو قسمتی ،دسته ، لانه کوک (جعبه گوشی ها) و گاه تاج است، یکپارچه مي باشد.
کاسه رباب دو قسمتی است. روی قسمت پایینی کاسه که حجیم تر است ، با پوست پوشانیده شده روی قسمت بالایی کاسه و دسته ساز که به هم متصل هستند، صفحه چوبی قرار دارد. داخل دسته خالی است و فضای داخلی آن به کاسه دو قسمتی متصل است.
دو گروه گوشی برای دو گروه از وترهای رباب در دو قسمت مختلف این ساز تعبیه شده است. گوشی های مربوط به سيم هاي اصلی در قسمت لانه كوك و گوشی های مربوط به سيم هاي فرعی در قسمت جانبی و بالای کاسه بالایی قرار گرفته اند.

[تصویر:  1353519595_130_0626aa7328.jpg]

رباب 18 تار دارای دو گروه سيم است: 
سيم هاي اصلی ( با مضراب به صدا در می آیند و تعداد آنها 6 عدد است) سيم هاي اصلی از یک طرف به سیم گیر و از طرف دیگر پس از عبور از روی خرک و شیطانک اصلی به گوشی های اصلی رباب در قسمت سرپنجه (لانه کوک) متصل می شوند. ردیف اول و سوم سیم های منفرد است و ردیف دوم وچهارم جفت سیم است.

سيم هاي فرعی ( روی آنها مضراب نواخته نمی شود و توسط ارتعاش سيم هاي اصلی بصدا در می آیند و تعداد آنها 12 تا 13 عدد است). سيم هاي فرعی نیز از یکطرف به سیم گیر و ازطرف دیگر پس از عبور از سوراخهای ایجاد شده در بدنه خرک و گذاشتن از شیطانک های فرعی (هر سيم فرعی یک شیطانک فرعی دارد) از طریق سوراخهای ایجاد شده بر روی صفحه چوبی که قسمت بالایی کاسه و دسته را پوشانده است ( در کنار هر شیطانک فرعی یک سوراخ ایجاد شده است) به داخل کاسه می روند و به گوشی های فرعی متصل می شوند. محل اتصال سيم هاي فرعی به گوشی های مربوط به خود، در داخل کاسه بالایی قرار دارد و به همین دلیل تعویض سيم هاي فرعی رباب تا حدی مشکل است.

خرک در نقطه معینی روی پوست کاسه قرار دارد. روی سطح بالایی خرک ، شیارهایی به منظور عبور سيم هاي اصلی و در بدنه خرک نیز تعدادی سوراخ به منظور عبور سيم هاي فرعی ایجاد شده است. بخاطر فشار زیاد ناشی از 18تا19 سيم بر خرک و پوست ، بند نازکی خرک را به سیم گیر متصل می کند. این بند باعث حفظ تعادل خرک می شود و از گرایش خرک به سمت سيم ها و دسته ساز جلوگیری می نماید. در عین حال ، طول این بند نیز معیاری برای مشخص کردن محل دقیق خرک روی پوست است.

شکل عمومی رباب چیزی میان تار فارسی و قیچک سيستاني است. هر سه ساز نامبرده کاسه ای دو قسمتی دارند. در تار فارسی دهانه هر دو قسمت کاسه با پوست پوشیده شده است اما در رباب و قیچک فقط دهانه پایینی کاسه را با پوست می کشند. دهانه بالایی کاسه در قیچک باز است و در رباب با صفحه چوبی پوشیده است.

[تصویر:  1353520072_130_1c2a2a70cd.JPG]

رباب های بزرگتر به شاه رباب و رباب های کوچکتر به « زیلچه » معروف هستند. تعداد دستان يا همان پرده رباب در نواحی سرحدی ، سراوان و سیستان بین 3 تا 5 دستان متغیر است. اما حدود اجرایی رباب معمولا فراتر از این دستان هاست. این پرده ها به نظر موسی زنگشاهی تنها به عنوان راهنمای نوازنده برای ایجاد تناسب میان صداها و درجات در مقام های مختلف بسته شده اند و گرنه رباب را نیز می توان مانند عود بدون پرده نواخت. عمق کاسه رباب در هر دوقسمت تقریبا مساوی است و در عین حال عمق کاسه بالایی کمی بیشتر است.


موارد و نوع استفاده رباب 18 تار :
درمنطقه سرحد بلوچستان از رباب هم درتکنوازی و هم در گروه نوازی استفاده می شود. سازهای گروه های اجراکننده موسیقی سرحدی بلوچستان امروزه اغلب شامل « رباب ، قیچک، تمبورک، دهلک، ساز کوبه ای اصیل و نسبتا فراموش شده تشتک و کوزه و سازهای مهاجر و غیر اصیلی چون هارمونی و بنجو » هستند. ( جهت آشنايي بيشتر با گروه هاي موسيقي سرحد بلوچي به تاپيك فايل تصويري آهنگهاي سيستاني مراجعه كنيد )

1.مجالس شادمانی و عروسی : در نواحی سرحد و در جمع گروه های اجرا کننده موسیقی سرحدی که درمجالس عروسی و ختنه سوران شرکت می کنند از رباب استفاده می شود.این گروه ها معمولا در فضای بسته به اجرای موسیقی می پردازند.

2.محافل ذکر درویشانِ نقشبندیه صاحبان : روستاهای اطراف سراوان – به سمت مرز پاکستان – محل تجمع درویشان نقشبندیه صاحبان است.محافل ذکر و غزل خوانی این درویشان همیشه همراه با موسیقی است. رباب مهمترین سازی است که در این مراسم شرکت دارد و تمبورک ساز همراهی کننده رباب است.به ندرت از بنجو نیز استفاده می شود.

3.مراسم گواتی : این مراسم بیشتر در نواحی جنوبی و مرکزی بلوچستان رایج است ، نقش رباب در اجرای موسیقی گواتی ( جهت کسب اطلاعات بیشتر به تاپيك موسيقي گواتيرجوع کنید ) بسیار محدود است.


جنس و مواد بکاررفته در ساختمان رباب 18 تار :
*کاسه : بدنه اصلی شامل کاسه طنینی دو قسمتی ، دسته و سرپنچه ، تماما از جنس توت است.
*صفحه : که روی قسمت بالایی کاسه و دسته قرار دارد تماما از جنس چوب توت است.
*پوست : که روی قسمت پایینی کاسه کشیده می شود از جنس پوست آهو است.
* گوشی ها : از جنس توت 
*شیطانک : یا بصورت برامدگی متصل به دسته است یا باریکه ای از چوب است که در شیار ایجاد شده در محل تقاطع دسته به سرپنجه قرار می گیرد.در هر دو صورت شیطانک از جنس توت است. ( براي ايجاد صداي در يك تار مرتعش، نياز به ايجاد دو گره است. لذا در هر سازي ، سيم از يكطرف با عبور از روي خرك و از طرف ديگر با عبور از روي شيطانك داراي دو گره مي شود)
*سیم گیر: یک یا دو میخ چوبی است که در انتهای پایین کاسه کوبیده می شود و تمام سيم هاي اصلی و فرعی و بند خرک به این میخ ها وصل است.
*خرک : معمولا از شاخ آهو ولی گاه از چوب توت نیز ساخته می شود.
*سيم ها : جنس سیم های اصلی شماره 1 و 2و 3 سیم نایلونی نازک و سیم شماره 4 نایلونی ضخیم و سیم شماره 5و6 فولادی نمره 18/. است. جنس سيم هاي فرعی همه فولادی با همان ضخامت است. جنس سیم های اصلی رباب در قدیم از زِه ( روده تابیده شده گوسفند) در دو ضخامت متفاوت بوده است.
*دستان ها (پرده ها) : اغلب از زه است اما بخاطر سهولت از نخ های نایلونی و نسوز نیز استفاده می شود.
*مضراب : در قدیم از شاخ آهو بوده است اما امروزه اغب از مضراب پلاستیکی استفاده می شود.



هرگونه استفاده و کپی از این مطالب با ذکر منبع (اين سايت) بلامانع است.
 


RE: معرفي ساز رباب - melody - ۹-۶-۱۳۹۱ ۰۹:۲۲ صبح 

رباب 5 تار :

[تصویر:  1353522568_130_da969e4f2a.JPG]


نوع منحصر بفردی از رباب است که فقط در روستای پیرآباد واقع در 30 کیلومتری جنوب شرقی سراوان در دست خانواده و مریدان درویش محمد جان صاحب زاده ديده شده است.


رباب 5 تار ساز آييني محافل ذكر درويش محمدجان صاحب زاده در پيرآباد است.مريدان او معتقد هستند كه ساز آئيني آنها در قديم اين نوع رباب بوده و رباب 18تار مدت زيادي نيست كه در اين ناحيه متداول شده است. 
امروزه بخاطر حجم صوتي بيشتر رباب 18 تار اغلب از آن استفاده مي شود. اين رباب ساز آئيني محافل ذكر درويشان نقشبنديهء صاحبان است و در بلوچستان پاكستان نيز استفاده مي شود.


ويژگي هاي ظاهري و ساختاري رباب 5 تار :

رباب پنج تار سازي است از خانواده سازهاي زهي مضرابي با بدنه اي كشيده و نسبتا بلند.
بخش عمده اين ساز يعني كاسه طنيني ، دسته ، سرپنجه ( لانه كوك) و سرتاج ، يكپارچه است و كاسه آن بصورت نيمه گلابي، يكپارچه و يك قسمتي است. روي دهانه كاسه با پوست پوشيده شده است. دسته اين ساز از رباب 18 تار كمي بلندتر است. رباب 5تار دستان(پرده) ندارد. قسمت سرپنجه (لانه كوك) نسبتا حجيم و متصل به دسته است. و در پشت قرار دارد. 

بر روي سرپنچه ، 5گوشي ، مربوط به 5 سيم رباب تعبيه شده است. بخاطر آنكه فركانس زيرتري از پنجمين سيم رباب بتوان توليد كرد،درمحلي از دسته كه تقريبا نقطه اتصال كاسه به دسته است يك ميخ فولادي و يك حلقه فلزي كوچك كوبيده شده است.اين ميخ و حلقه مجاور آن باعث مي شود كه طول فعال سيم پنجم نسبت به ساير سيم ها كاهش يابد. 

بنابراين طول فعال سيم هاي اول ،دوم ،سوم و چهارم در حالت دست باز دربرگيرنده فاصله خرك تا شيطانك و طول فعال سيم پنجم در حالت دست باز در برگيرنده فاصله شيطانك تا حلقه فلزي است. سيم پنجم نيز پس از عبور ازحلقه و ميخ فولادي مانند ساير سيمها از خرك اصلي مي گذرد و به سيم گير متصل ميشود.بنابراين ميخ فولادي و حلقه مجاور آن به منزله سيم گير و خرك فرعي سيم پنجم است. رباب 5 تار فاقد بند خرك است.
اين نوع رباب فاقد سيم هاي فرعي است.

[تصویر:  1353522850_130_7c05feebab.jpg]

سرتاج رباب 5تار كاملا با سرتاج رباب 18تار تفاوت دارد و چوب نسبتا پهن و نازكي است كه به سرپنجه و دسته متصل است و در جهت و سمت دسته قرار دارد. 

شيطانك رباب 5 تار چوب باريكي است كه در شيار ايجاد شده بر روي دسته قرار دارد. 

سيم گير در اين ساز دوقسمتي است. يك قسمت شامل زايده اي چوبي متصل به بدنه كاسه است (مانند سه تار) كه برروي آن تعدادي شيار به منظور اتصال سيمها ايجاد شده است. چهار سيم رباب كه شامل سيمهاي اول، دوم ،چهارم و پنجم است به اين سيم گير متصل مي شوند و سيم سوم كه بم ترين و ضخيمترين سيم رباب است به يك ميخ فولادي كه به منتهي اليه قسمت پاييني كاسه و در زير سيم گير اصلي به بدنه كوبيده شده است متصل مي گردد.

بنابراين قسمت هاي مختلف ساز : كاسه طنيني يك قسمتي ، دسته ،سرپنجه ، سرتاج و سيم گير اصلي ( اين قسمت ها يكپارچه و متصل به هم ساخته مي شود.5 گوشي ، 5 سيم ، شيطانك ، خرك ، ميخ فولادي(سيم گير سيم سوم) ، ميخ فولادي و حلقه مجاور آن ( سيم گير و خرك فرعي سيم پنجم)، پوست روي كاسه و مضراب، است.

[تصویر:  1353522987_130_81ab1ad211.jpg]


موارد و نوع استفاده رباب 5 تار:
فقط در محافل درويشان نقشبنديه صاحبان در روستاي پيرآباد سراوان استفاده مي شود. اين ساز را در غزل خواني و ذكرهاي آييني به كار مي برند و معمولا توسط يك و گاه دو تمبورك همراهي مي شود. از آن جا كه تنها نمونه هاي تمبورك دستان دار نيز به روستاي پيرآباد مربوط است، اين تمبورك ممكن است در لحظاتي نغمه اجرا شده توسط رباب را عينا بنوازد و در لحظاتي فقط آن را مطابق عرف تمبورك همراهي نمايد.


جنس و مواد بكاررفته در ساختمان رباب 5 تار :
*بدنه اصلي يعني كاسه طنيني، دسته ، سرپنجه و سرتاج بصورت يك تكه و يكپارچه از چوب توت ساخته شده است . گوشي و خرك نيز همينطور.
*پوست روي كاسه : پوست گوسفند
*جنس سيم اول: سيم فولادي فلزي . جنس سيم دوم : سيم نايلوني سفيد نازك . جنس سيم سوم : سيم نايلوني سياه كلفت . جنس سيم چهارم و پنجم : سيم فولادي سفيد . 
*جنس مضراب : پيش ( برگ نخل خرما)كه به شكل خاصي گره زده مي شود.



هرگونه استفاده و کپی از این مطالب با ذکر منبع (اين سايت) بلامانع است.
 


RE: معرفي ساز رباب - melody - ۹-۶-۱۳۹۱ ۰۷:۵۴ عصر 

آخرين نوازنده رباب از مجموعه اساتيد سيستاني  سید محمد خان نارویی بوده  كه در بخش مركزي زابل زندگي ميكرده است. محل دقيق زندگيش را نمي دانم ، اما به گمانم در اطراف جزينك بوده. متاسفانه ايشان در قيد حيات نيستن و چند سالي از فوتش مي گذرد.

ساير نوازندگان حال حاضر رباب در سيستان ( كه شمارشان بسيار كم است) از نوازندگان مهاجر افغان مي باشند 


RE

بخش دوم : بررسي تخصصي رباب

« رباب 18 تار»


نظام کوک : 

کوک رباب 18 تار را به دوگروه می توان تقسیم کرد :
کوک سيم هاي اصلی 
کوک سيم هاي فرعی 


کوک سيم هاي اصلی : رباب موسی زنگشاهی از زاهدان و رباب درویش عبدالرئوف صاحب زاده روستای دهک سراوان.سیم های اصلی رباب به صورتهای مختلفی کوک می شوند در این میان یک کوک اصلی و ثایت وجود دارد که به کوک مادری( روایت موسی زنگشاهی) یا کوک راست ساز ( روایت درویش عبدالرئوف صاحب زاده) معروف است و بیشتر مقام ها و آهنگ ها بااین کوک نواخته می شود.


کوک سیم های اصلی رباب موسی زنگشاهی

کوک مادری(راست ساز) : در این کوک فاصله میان سیم های مضاعف ردیف دوم با سیم ردیف اول ، چهارم درست نزولی و فاصله میان سیم ردیف سوم با سيم مضاعف ردیف دوم نیز چهارم درست نزولی است. اما نخستین سیم از سیم های مضاعف ردیف چهارم با سیم اول دارای فاصله پنجم درست نزولی و دومین سیم از سیم های مضاعف ردیف چهارم نیز با سیم های مضاعف ردیف دوم در فاصله پنجم درست نزولی قرار گرفته است. 

بنابراین اگر مبنا را سیم اول قرار دهیم ، سایر سیم ها در فاصله چهارم و پنجم نزولی نسبت به آن قرار گرفته اند و این بدان معنی است که هر دو فاصله چهارم و پنجم در این کوک تواما وجود دارد! در واقع این کوک عمومی رباب هجده تار است و در اجرای اغلب مقام های می توان از آن استفاده کرد.

کوک شیر بام : در این کوک فقط کوک سیم های ردیف چهارم تغییر می کند. این دو سیم در مقایسه با کوک مادری به اندازه یک پرده بم تر شده اند. این تغییر باعث شده است که نخستین سیم از سیم های مضاعف ردیف چهارم با سیم اول در فاصله ششم بزرگ پایین تر و دومین سیم از سیم های مضاعف ردیف چهارم با سیم های مضاعف ردیف دوم نیز درفاصله ششم بزرگ پایین تر قرار گیرد.
از این رو در کوک شیربام دوفاصله چهارم درست و ششم بزرگ تواما وجود دارد. از این کوک در اجرای مقام شیربام و آهنگ های وابسته و متعلق به آن استفاده می شود.


کوک سیم های اصلی رباب درویش عبدالرئوف صاحب زاده

کوک مادري ( راست ساز): کوک راست ساز رباب درویش عبدالرئوف باکوک مادری در رباب موسی زنگشاهی یکسان است اما گروه بندی سیم های این دو رباب با هم متفاوت اند.

مثلا در رباب موسی زنگشاهی ( از چپ به راست) به صورت 2-1-2-1 و در رباب درویش صاحب زاده بصورت 1-2-2-1 است. در نهایت فاصله میان سیم ها در هر دو رباب یکسان است.

كوك سيم هاي فرعي در شكل مشخص است.


[تصویر:  1353527292_130_de73ba57e0.JPG]

[تصویر:  1353527332_130_4dce2afe31.JPG]


تكنيك هاي اجرايي دست راست :
سيم هاي اصلي رباب 18تار بوسيله مضرابي از شاخ آهو يا پلاستيك بصدا در مي آيد. بم بودن صدا و ساختمان رباب باعث مي شود كه بسياري از تكنيك هاي اجرايي دست راست در رباب كارايي نداشته باشد و به چندمورد محدود شود.

مضراب تك ( راست و چپ) : ضخيم بودن سيم ها، كوك بم و ساختمان رباب باعث مي شود كه مضراب تك بيشترين كاربرد را در اين ساز داشته باشد. البته بخاطر وضعيت قرارگرفتن رباب در بغل و زاويه دست راست نوازنده بر روي ساز ، مضراب تكِ راست بيشتر از مضراب تكِ چپ استفاده مي شود.

مضراب ريز : به علت بم بودن صداهاي رباب 18 تار و پايين بودن كوك آن (بم بودن)، از مضراب ريز كمتر استفاده مي شود. اما نوازندگان چيره دست گاه از اين تكنيك نيز بويژه در صداهاي منطقه متوسط و زير استفاده مي كنند.

دُرّاب : اين تكنيك اغلب توسط نوازندگان چيره دست استفاده مي شود، بدلايل گفته شده.


تكنيك هاي اجرايي دست چپ :
صداهاي مختلف بر روي دسته رباب معمولا بااستفاده از سه انگشت دست چپ توليد مي شوند.از انگشت چهارم – انگشت كوچك – نيز به ندرت استفاده مي شود. همچنين نوازندگان استان سيستان و بلوچستان از انگشت شصت استفاده نمي كنند. ساير تكنيك هاي اجرايي دست چپ مانند انواع ويبراسيون، گليساندو،كَندَن ، پنجه كاري و.... در رباب كمتر استفاده مي شود.

از سیم های اصلی ردیف 1و2 بیشتر برای ملودی استفاده می شود و سیم ردیف 3و4 بیشتر نقش همصدا و اکورد را دارد. 

روي سيم هاي رباب جز سيم رديف اول ،انگشت گذاري از حدود پرده سوم فراتر نمي رود. فقط روي سيم رديف اول است كه نوازنده از حدود پرده فراتر مي رود و صداهايي را تاحدود فاصله ششم و يا هفتم نسبت به دست باز ، توليد مي كند.


وسعت صوتي و حدود اجرايي رباب 18تار :

[تصویر:  1353527680_130_b1463916cb.JPG]



« رباب 5 تار»

نظام كوك رباب 5 تار :
كوك راست ساز : سيم هاي اول و چهارم با هم صدا هستند.سيم سوم يك اكتاو پايين تر از دو سيم نامبرده است.سيم دوم در فاصله چهارم درست ، پايين تر از سيم اول و چهارم قرار دارد و سيم پنجم ، يك اكتاو بالاتر از سيم دوم است.

كوك جاران : كوك سيم هاي اول، دوم، سوم و چهارم يك پرده بالاتر از سيم هاي مشابه در كوك راست ساز است و مي توان گفت كه كوك جاران در سقف صوتي بالاتري نسبت به مقام راست ساز قرار دارد. اما كوك سيم پنجم دراين كوك ،مانند سيم پنجم در كوك راست ساز است. 
به بيان ديگر ، سيم پنجم هميشه ثابت است و چهار سيم ديگر تغيير مي كنند. فاصله محوري در اين كوك چهارم درست نزولي است (كه ميان سيم هاي اول و دوم ايجاد شده و صداي ساير سيمها ، جز سيم ثابت پنجم ، تكرار يكي از اين دو سيم در اكتاو بالا يا پايين است) 


تكنيك هاي اجرايي دست راست :
اختلاف زيادي با رباب 18 تار ندارد.با وجود اين ، زيرتر بودن صداي اين ساز در مقايسه با رباب 18 تار و نيز كوچكتر بودن آن سبب شده است تا درمقايسه با رباب 18 تار بطور نسبي چابكتر باشد.


تكنيك هاي اجرايي دست چپ :
توليد صدا معمولا با سه انگشت دست چپ صورت مي گيرد. از انگشت چهارم - انگشت كوچك - به ندرت استفاده مي شود و از انگشت شصت هرگز! روي سيم اول صداهايي تا حدود فاصله ششم و گاه هفتم نسبت به دست باز توليد مي شود. و در روي سيم هاي دوم و سوم به ندرت به فاصله پنجم مي رسد. روي سيم چهارم و پنجم نيز هيچگاه انگشت گذاري نمي شود و اين صداهاي حاصل از دست باز اين دو سيم بعنوان صداي فرعي مورد استفاده قرار مي گيرد.از ساير تكنيك ها به ندرت استفاده مي شود.


وسعت صوتي و حدود اجرايي رباب 5 تار :

[تصویر:  1353527855_130_0674748bc8.JPG]





[تصویر:  1353528298_130_9f9bc999e5.JPG]

[تصویر:  1353528312_130_3bbba1f7b9.JPG]



+ نوشته شده توسط محمدریگی پناه در سه شنبه بیست و دوم اسفند 1391 و ساعت 13:39 |


بينجو( يا بِنجوُ) از خانواده سازهاي زهي مضرابي است. این ساز تنها ساز زهی مضرابی کلاویه دار ايران است 
اگرچه اين ساز امروزه در تمامي نواحي بلوچستان رواج دارد، اما يك ساز اصيل بلوچي نيست و از پاكستان وارد بلوچستان ايران شده است.

به عقيده بركت شَكَّل زهي ، نوازنده باسابقه بنجو ، اصل اين ساز ( نوعي كه در پاكستان رايج است) در مكران بلوچستان پاكستان ساخته شده است و از نيم قرن پيش در بلوچستان ايران نيز رواج يافته است.بر مبناي اين نظر، اين نوع خاص از بينجو فقط در بلوچستان پاكستان و بلوچستان ايران ديده مي شود. و ساير انواع آن كه در هندوستان و نواحي ديگر پاكستان رايج اند ، ساختمان متفاوتي دارند. 

[تصویر:  1356713116_130_2bfaceccbf.jpg]


ويژگي هاي ظاهري و ساختاري : 
بينجو يك ساز زهي مضرابي با جعبه طنيني نسبتا كشيده و دراز است. جعبه طنيني در مقطع سيم گير، عرض بيشتري دارد و در قسمت ديگر و مقطع گوشي ها، داراي عرض كمتري است. ( به ترتيب حدود 24 و 12 سانتي متر) و عمق نسبتا كم ( درحدود 5تا 6 سانتي متر) است.

بر روي جعبه طنيني، صفحه چوبي قرار دارد و در قسمتي كه محل نواختن مضراب است، سوراخي به شكل دايره، بيضي و يا قطره آب ايجاد شده است .وجود اين سوراخ در تشديد صدا و كيفيت طنين صداي بنجو اهميت دارد. همچنين در محلي كه گوشي ها به صفحه ساز داخل مي شوند نيز يه صفحه چوبي براي مقاومت بيشتر چسبانده شده است.

[تصویر:  1356713783_130_ab05222819.jpg]

خرك در نقطه معيني كه حدودا ميان سيم گير و سوراخ روي صفحه است بر روي صفحه ساز قرار مي گيرد.

بينجو 6 سيم دارد. سيم ها از يك طرف به سيم گير و از طرف ديگر پس از عبور از خرك به دور گوشي هاي مربوط به خود پيچيده مي شوند.

بينجو داراي سه شيطانك است. شيطانك اصلي ( كه يك تيغه فلزي است) نزديك به گوشي ها و در منتهي اليه پايه پرده ها قرار دارد. از روي اين شيطانك دو سيم اصلي بينجو ( سيم هاي وسط = سيم هاي سوم و چهارم) عبور مي كند. دو شيطانك ديگر مربوط به سيم هاي جانبي (سيم اول و ششم) است. هركدام از اين دو سيم يك شيطانك جداگانه دارند كه شيطانك هاي فرعي بينجو محسوب مي شوند و هر يك شامل يك ميخ فولادي است. هر كدام از اين دو شيطانك فرعي دو وظيفه به عهده دارد:

1. كوتاه كردن طول سيم هاي اول و ششم براي توليد صداهاي زيرتر
2. ايجاد انحراف در مسير حركت اين دو سيم ، براي دور كردن آن از سيم هاي مياني 


دو سيم ديگر بينجو ( سيم هاي دوم و پنجم) فاقد شيطانك هستند. بنابراين همه سيم ها از يكطرف به سيم گير واحد متصل اند و از روي خركي واحد عبور مي كنند. سيم هاي سوم و چهارم وترهاي اصلي هستند و پرده ها نيز با همين دو سيم تماس مي يابند. ساير سيم ها فرعي هستند و با پرده هاي بينجو هيچ تماسي ندارند.

روي صفحه بينجو و در طول آن يك تكه چوب نسبتا طويل به عنوان پايه براي پرده ها و شيطانك اصلي تعبيه شده است. اين چوب در طول صفحه و در وسط آن در حد فاصل سوراخ روي صفحه و گوشي ها با ميخ به صفحه كوبيده شده است.روي اين پايه طويل چوبي كه در حكم دسته ساز است، شيارهاي باريكي در فواصل معين ايجاد شده است و پرده ها و شيطانك اصلي در اين شيارها جاي مي گيرند. پرده هاي بينجو، تيغه هاي نازك فلزي هستند كه تقريبا ارتفاع واحدي دارند . آخرين پرده كه قدري از بقيه بلندتر است، همان شيطانك اصلي ( براي سيم هاي سوم و چهارم) است.

گوشي هاي كوك بينجو، مفتول هاي فولادي چهار گوشي هستند كه بصورت تقريبا نيم دايره در كنار هم قرار گرفته اند. 

روي جعبه طنيني و در طول آن يك حفاظ چوبي وجود دارد كه طول آن تقريبا برابر با طول پايه پرده ها است. كلاويه ها يا شستي هاي بينجو در قسمت زيرين اين حفاظ كار گذاشته شده اند. اين حفاظ چوبي توسط سه پايه فلزي به ضلع هاي جانبي و عقبي جعبه طنيني متصل مي شود. 

[تصویر:  1356716326_130_bbd470f603.jpg]

در قسمت زيرين جعبه طنيني غالبا چند برآمدگي كوتاه چوبي وجود دارد كه به عنوان پايه هاي كوتاه باعث مي شود تا سطح زيرين جعبه طنيني، اندكي از زمين فاصله بگيرد. در قسمت جانبي و جلويي بينجو نيز معمولا دسته اي براي سهولت در حمل و نقل آن تعبيه شده است. روي صفحه چوبي بينجو و حفاظ چوبي آن غالبا تزئيناتي بصورت عكس يا نقاشي ديده مي شود.


مكانيزيم دكمه هاي ( كلاويه ها) بينجو :

بينجو داراي 30 شستي يا كلاويه است كه در دو رديف پايين 17كلاويه و بالا 13كلاويه قرار دارد.براي هر پرده يك كلاويه يا شستي وجود دارد. هر كلاويه يا شستي يك قسمت گرد ، محدب و دكمه مانند دارد كه انگشتان دست چپ نوازنده روي آن قرار مي گيرد. اين قسمت دكمه مانند روي تيغه اي قرار دارد كه اين تيغه به منزله بازوي شستي است و توسط فنر به قسمت زيرين حفاظ چوبي متصل است با فشار دكمه يا شستي ، بازو ( تيغه فلزي) با سيم برخورد مي كند و آن ها را به يكي از پرده ها مي چسباند. با برداشتن انگشت ، تيغه و دكمه مربوط به ان توسط فنر به وضعيت اول باز مي گردد بنابراين هر دكمه يا شستي بينجو شامل قسمت انگشتي، بازو يا تيغه فلزي و فنر انتهايي آن است. 

دكمه ها يا شستي هاي بينجو در دو رديف در زير انگشتان دست چپ نوازنده قرار مي گيرند. وضعيت و ترتيب دكمه ها شبيه به وضعيت و ترتيب كلاويه هاي پيانو است. به اين معني كه رديف پاييني دكمه ها مربوط به صداي دياتونيك ( معادل كلاويه هاي سفيد پيانو) و رديف بالايي دكمه هاي مربوط به صداهاي كروماتيك( معادل كلاويه هاي سياه پيانو) است.ترتيب دكمه هاي رديف بالا نيز مانند كلاويه هاي سياه پيانو به صورت دوتايي و سه تايي است. دكمه هاي هر دو رديف همه در يك سطح قراردارند.


تكنيك هاي اجرايي دست راست:
بينجو با مضرابي از جنس پلاستيك نواخته مي شود. نواختن بينجو به صورتي است كه در هر رفت و برگشت مضراب ، همه سيم ها به صدا در مي آيد. چون سيم سوم و چهارم سيم هاي نغمه ساز هستند ؛ تاكيد نوازنده در هنگام مضراب زدن تا حدودي روي اين دوسيم بيشتر است.

حركت رفت و برگشت :در اين تكنيك ، مضراب تمام سيم ها را از بالا به پايين بصدا در مي آورد.

مضراب ريز: در بسياري مواقع به ويژه هنگام اجراي صداهاي طولاني مدت از اين تكنيك استفاده مي شود.اجراي سريع اين تكنيك ، نوعي از تريمولو را تداعي مي كند. 

دُرّاب : از تكنيك دراب نيز برخي از نوازندگان استفاده مي كنند.اين تكنيك هم بصورت راست - چپ - راست و هم به صوت چپ - راست - چپ قابل اجرا است. محل نواختن مضراب معمولا ثابت است. در عين حال ممكن است در تكنوازي بخاطر ايجاد رنگ صوتي متفاوت ، محل نواختن مضراب اندكي تغيير كند.


تكنيك هاي اجرايي دست چپ :
براي فشردن دكمه ها يا شستي ها از هر پنج انگشت دست چپ استفاده مي شود. در اين مورد معمولا از 4تا 5 پوزيسيون در اجراي گام دياتونيك كه در محدوده تقريبي 2.5 اكتاو قرار دارد ، مي توان استفاده كرد. اگر بيش از يك شستي همزمان گرفته شود ، بطور طبيعي اخرين دكمه كه طول فعال وتر را كوتاهتر مي كند و به خرك نزديكتر است عمل مي كند.



كوك بينجو :


كوك بنجوي بركت شكل زهي - زاهدان
كوك راست ساز (كوك اصلي): در اين كوك ، سيم هاي سوم و چهارم مضاعف هستند. سيم هاي اول و ششم نيز همصدا هستند و سيم پنجم يك اكتاو پايين تر از اين سيم هاست. فاصله بنيادي در اين كوك نسبت ميان سيم اول و دوم است كه شامل «چهارم درست كاسته» است. و در ساير سيم ها تكرار شده اند.

[تصویر:  1356717192_130_ca0400fb62.JPG]

كوك شيربام: سيم پنجم يك اكتاو پايين تر از سيم دوم كوك شده است. فاصله بنيادي در اين كوك نسبت ميان سيم اول و دوم است «فاصبه پنجم درست كاسته » و در سيم هاي پنجم و ششم تكرار شده اند.

[تصویر:  1356717204_130_5b2ff729aa.JPG]

كوك بينجوي محفل درويش عبدالرئوف صاحب زاده - روستاي دهك سراوان

اين كوك در واقع حاصل تلفيق ميان دو كوك راست ساز و شيربام است. 
[تصویر:  1356717295_130_b96acf7f54.JPG]


كوك بينجوي مراد سميعي - سراوان

[تصویر:  1356717392_130_1e38b0fb3e.JPG]


وسعت صوتي :
وسعت نغمگي صداي بينجو مربوط به سيم هاي سوم و چهارم است ، اما با در نظر گفتن صداهاي حاصل از ساير سيم ها به شرح زير مي باشد :

[تصویر:  1356717517_130_afe3a2d5bf.JPG]


شيوه صحيح گرفتن بنجو و حالت دست هاي راست وچپ روي ساز :
[تصویر:  1356717712_130_7b54495359.jpg]

موارد استفاده :
امروزه در تمام نواحي بلوچستان استفاده مي شود. در ميان نمونه ها و انواع موسيقي رايج در بلوچستان ، در موسيقي سَوتي از بينجو بيشترين استفاده مي شود.تنها موردي كه خارج از ترانه هاي حوزه سوت است ، محافل ذكر و غزل خواني درويشان نقشبنديه صاحبان در اطراف سراوان و حدود نوار مرزي ايران و پاكستان است در اين محافل غالبا بينجو(كه قدمت زيادي ندارد) با رباب و تمبورك نواخته مي شود.
از بينجو گاه براي تك نوازي در شروع آوازها و مقام ها استفاده مي شود. اما نقش اصلي آن بيشتر در همنوازي هاست (كه غالبا از يك بينجو استفاده مي شود.)

چون بنجو در پاكستان ساخته مي شود از جنس دقيق سيم ها اطلاعي در دست نيست اما مهمترين چوبي كه در ساخت بينجو استفاده مي شود چوب درخت « حَدّ » يا « بَبُّر » است.

در پايان چگونگي حركت و عبور سيم هاي بينجو را در تصوير بند انگشتي اين تاپيك ببينيد.




+ نوشته شده توسط محمدریگی پناه در سه شنبه بیست و دوم اسفند 1391 و ساعت 13:37 |
تبنورگ یاسه تارسازی است که معمولاًباقیچک همسازونواخته میشود این سازدارای کاسه ای بزرگ ترازقیچک ودارای دسته ای بلند می باشد. به جای پوست روی این سازتخته ای نازک می باشدوخرک آن کوچکترازخرک قیچک است وسه عددسیم ازروی آن رد می شودودارای سه عددسیم گیر یاگوگ است که درقسمت بالا وانتهایی دسته قراردارندوجهت کوک کردن ازآن استفاده میشود.پایینترازگوگهاسه عددسیم اززیرسیم بندها وروی شیطان دارکوچکی رد می شوند.

تنبورگ معمولاًباانگشتان وپنجه دست زخمه زده می شودوبه نوازنده این سازپنجگی یاتنبورگی یاچنگی گفته میشود

درموسیقی سنتی این سازفقط نقش آکوردگیری راداردوملودی خاصی باآن نواخته نمی شودوبه قولی ریتم دهنده وپرکننده جاهای خالی می باشد


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محمدریگی پناه در شنبه شانزدهم مهر 1390 و ساعت 13:16 |

آشنایی بیشترباقیچک

آشنایی با ساز قیچک
ساز قیچک یا غژک، سروزیاسرودسازی زهی آرشه‌ای است که در ساخت آن از چوب، پوست و فلز استفاده می‌شود. این ساز توانایی اجرای تکنوازی و گروه نوازی را دارد

از این ساز در موسیقی نواحی ایران استفاده می‌شودخصوصاًدراستان سیستان وبلوچستاندرشهرهای مختلف این استان وخصوصادرمنطقه سرحد و طی نیم قرن گذشته با تغییراتی مختصر در گروه نوازی سازهای ملی نیز متداول شده است.

قیچک‌نواز هنگام نوازندگی، قیچک را نشسته به صورت عمودی با دست چپ نگه می‌دارد و با دست راست آرشه را به صورت افقی در حرکات رفت و برگشت بر سیم‌های آن می‌کشد. طول این ساز حدود 56 سانتی متر است.

اجزای اصلی قیچک:

  • کاسه طنینی: بدنه اصلی قیچک از چوب یک تکه و معمولا گردو، توت یا چوب های محکم دیگر ساخته می‌شود. کاسه طنینی، حجیم و دو فرو رفتگی بزرگ در طرفین، آن را به 2 قسمت بزرگتر و کوچکتر تقسیم می‌کند. قسمت کوچکتر در پایین ساز قرار دارد و بر دهانه آن پوست کشیده می شود و خرک روی قسمت پوست قرار می‌گیرد. دهانه قسمت بزرگتر باز است و دسته، تا روی نیمی از این قسمت ادامه می‌یابد.
  • پوست: معمولا در ساخت قیچک از پوست آهو یا گوسفند استفاده می‌شود.

ساز

  • دسته: جنس دسته قیچک از همان جنس چوب بدنه است که به صورت یک تکه با بدنه تراشیده می‌شود.دسته این ساز کوتاه است و از یک طرف به قسمت بزرگ تر کاسه، و از طرف دیگر به سر پنجه متصل است. قیچک فاقد دستان بندی ست و تمام فواصل موسیقی ملی (پرده، نیم پرده، ربع پرده) بر روی آن قابل اجراست.
  • سر پنجه: جعبه‌ای کوچک و تو خالی و از جنس چوب است. در ابتدای طول دسته مجموعا چهار گوشی (به تعداد سیم‌ها) در طرفین آن قرار دارند و در انتهای آن تاج قیچک با خمیدگی رو به عقب قرار دارد.
  • گوشی‌ها: قیچک دارای 4 گوشی است که به صورت میخ سر پهن ، 2 به 2 در طرفین سر پنجه قرار دارد.
  • شیطانک: قطعه چوبی کم ار تفاع و باریک است به عرض دسته ساز که بین سرپنجه و دسته قرار دارد و سیم‌ها از درون شیارهای کم عمق آن عبور می‌کنند و به طرف گوشی‌های می‌روند.
  • خرک: خرک قیچک از جنس چوب یا استخوان است به ارتفاع تقریبی 2 سانتی متر که با 2 پایه کوچک خود، روی پوست کاسه کوچک ساز قرار می‌گیرد و سیم‌ها از درون آن عبور می‌کنند.
  • سیم‌گیر: قطعه ای کوچک و از جنس چوب یا فلز است که در انتهای بدنه کاسه نصب شده و سر ِگره دار سیم به آن بسته می‌شود.
  • تعداد و جنس سیم‌ها: قیچک دارای11تا18سیم از جنس فلز است . طول سیم‌ها در قیچک معمولی از سیم گیر تا شیطانک حدود 33 سانتی متر است.
آرشه: در نوع محلی این ساز از کمانه استفاده می‌شد اما امروزه از آرشه ویلن و در نوع بزرگتر (قیچک باس) از آرشه ویلنسل استفاده می‌شود
+ نوشته شده توسط محمدریگی پناه در سه شنبه دوازدهم مهر 1390 و ساعت 8:14 |

آشنایی با ساز رباب

آشنایی با ساز رباب
به رباب 18 تارنیزگفته می شود.رباب از جمله قدیمی‌ترین سازهای زهی مضرابی(زخمه ای) ایران است که نواختن آن بیشتر در شرق و جنوب شرق کشورمان رواح دارد. این ساز معمولان از چوب، پوست، زه یا نخ نایلون که شبیه نخ ماهیگیری ولی کلفت ترازآن است ساخته می‌شود

نواختن انواع رباب در برخی نواحی ایران و دیگر کشورهای همجوارمانندپاکستان وافغانستان نیز متداول است. این ساز در دهه 30 و 40 شمسی در گروه‌نوازی سازهای ملی ایران مورد استفاده قرار می‌گرفته است. در گروه‌نوازی‌های شهری، رباب را به صورت افقی روی زانو می‌گذارند (مانند عود یا تار) و با مضراب می نوازند.

رباب به صورتی که امروزه در گروه‌نوازی شهرها متداول است سازی است که غالبا از چوب گردو یا توت و چوب‌های سخت دیگر ساخته می‌شود.

این ساز از 4 قسمت کلی، شکم، سینه، دسته و سر تشکیل شده و تعداد سیم‌های رباب 6 یا 3 سیم جفتی است.

اجزای اصلی رباب عبارتند از:

  • کاسه طنینی: شامل 2 قسمت کاسه و سینه است. کاسه تو خالی و بزرگ‌تر است و بر دهانه آن پوست قرار می گیرد. در دو طرف بالای این کاسه که به سمت سینه می رود، دو فرو رفتگی وجود دارد که باعث می شود کاسه دو قسمتی به نظر آید. در ساخت برخی رباب ها این دو فرو رفتگی کمی بالاتر، بین کاسه و سینه ایجاد شده اند.
  • سینه: سینه جعبه ای است تو خالی و تقریبا مثلثی شکل، به طول تقریبی کاسه ساز که از یک طرف هم عرض کاسه در محل اتصال و از یک طرف هم عرض دسته در محل اتصال به سر پنجه است. سطح سینه با صفحه ای چوبی که تراش نازکی خورده پوشیده شده است. در نوع شهری رباب چون از وترهای واخوان استفاده نمی شود، گوشی های کوچک سطح جانبی آن، تزیینی به نظر می رسد و سوراخ‌های آن که برای عبور وترهای واخوان ایجاد شده اند به خاطر خروج بهتر صدا از جعبه طنینی، باز می ماند.
  • ازنوازندگان رباب درمیرجاوه می توان به استادرحمت الله داودی ودین محمدزنگشاهی اشاره کرد
  • محمدنورمحب زهی ازجمله سازندگان رباب درخاش می باشد
+ نوشته شده توسط محمدریگی پناه در سه شنبه دوازدهم مهر 1390 و ساعت 8:0 |
چگونگی اطلاع ازگذشته؟

تاریخ بلوچستان وبالاخص میرجاوه براساس 4نظرگاه مطالعه می شود

1-منقولات:

همان ضرب المثلها،اسطوره ها؛افسانه ؛داستانهاوعلم فولکلورراگویندکه سینه به سینه ونسل به نسل ازگذشتگان تاکنونرسیده وپس ازآن به رشته تحریردرآمده است

مثال:شعرحماسی مهگل ومهجان   یا"بجاروتیجو"

زاماس که نوکنت وسو گنوکنت

زاماس بوت کهنگ وسو بو گروهنگ

سال که روکنت  وسو رتوکنت

2-مکتوبات:

شامل کتب ،روزنامه ورسانه هاومجلات

مثلاًدرموردتاریخ بلوچستان(هرودت)مورخ باستانی یونان مطالبی رادرچندجلد به رشته تحریردراورده است

یاتاریخ پس ازاسلام بلوچستان توسط رای بهادرهتورامه نویسنده هندی نگاشته شده است

درزبان بلوچی به تاریخ (راج ءدپتر))گفته میشود

3محسوسات:

همان آثارباستانی مانندبناهاو...می باشد

مثلاًدربلوچستان وخصوصامیرجاوه که پیشانی جمهوری اسلامی ایران به سوی شبه قاره هند است آثارباستانی فراوانی یافت میشود.

مثلاًدرمیرجاوه70ملا؛کلات لادیز ؛چشمه حضرت موسی,کلات کلک ؛و...

4-معقولات:

مسائلی است که ادیبان ومورخان براساس استدلالهاواستنباطها بدست می آورند

+ نوشته شده توسط محمدریگی پناه در سه شنبه دوازدهم مهر 1390 و ساعت 7:45 |
قسمتی ازشعرماه جان وماه گل که ریشه دراصالت قوم بلوچ خصوصاًمردم منطقه میرجاوه داردداستان این شعر براساس منقولات پیران منطقه وسینه سینه جلورفته است این شعرباقیچک وگاهی بهمراه ان طنبورگ نواخته می شود که خواننده آن معمولاًعاشق یادلباخته دختری شده استیابه درخواست شخص دیگری خوانده می شودمرحوم علی بخش ریگی وشاه محمدپکیرومرادریگی لادزوگلجان ازخوانندگان اشعارحماسی وعاشقانه وازپیشکسوتان این منطقه می باشند بانوازندگی قیچک توسط استادخدابخش مطربیان وگلجان و...می باشند

مه جان وماه گل گوهارتنت   سیستان کنجاخوارتنت

مه جانی پساکوخطا          مه جانا داتی برا  دتا

مه جان توه کنگه پری        من تی دپء آپاورین

هلکانه لدنت گل گلا          مه جانءبندی تی مهپلا

ماه گل که مشکاآپءکنت   ورنابه دیمه چاپء کنت

ماه جانی چیتین چادرا       گیپتون شه ما سوداگرا

ماه جانءروپرشیلگا          جکی ملگی تی تیلگا

وزن عروضی این شعر مفعولتن ویامستفعلن می باشد


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محمدریگی پناه در دوشنبه یازدهم مهر 1390 و ساعت 11:51 |
بنجو

بنجوسازی است مضرابی دارای 6سیم که دوسیم وسط نقش نت خوانی رادارند یعنی توسط دکمه هاروی پرده قرارمی گیرند وصدای مطلوبی ایجاد می کنند دوعددسیم که سمت هستند  نقش آکوردگیری دارند وسیمهای کشی گفته می شوندودوسیم سمت راست هم نقش طنبوره یاسه تاررادارند.

بنجودرطرحهاورنگهای مختلفی ساخته می شوند وجدیداًبسیاری ازآنهاراالکترونیکی می سازند.بادست راست مضراب روی کاسه بزرگتروروی سیمهانواخته می شود وبازدن هردکمه صدای آن ایجاد می شود درسمت چپ سیم گیرها هستند که سیم بوسیله انها مهارشده وبوسیله آچارمخصوص که شبیه آچارسنتوراست کوک می شوند.

دکمه هاازپشت بوسیله فنرهایی به سمت بالا حرکت می کنندوزیر سیمها درابتدای سمت راست خرک قراردارد که جنس آن معمولاًازلاک خشک است ودرانتهای سمت چپ خرک فلزی کوچکی قراردارد

+ نوشته شده توسط محمدریگی پناه در دوشنبه یازدهم مهر 1390 و ساعت 11:24 |

+ نوشته شده توسط محمدریگی پناه در دوشنبه سی ام خرداد 1390 و ساعت 11:50 |
چوب قیچکبهترین چوبها برای ساخت قیچک چوبی است بنام ((پرپُِک))که بیشتردرپاکستان یافت میشود وهمچنین چوبهای شاه توت ؛نرتوت چناروکنارنیزبرای ساخت قیچک استفاده
قیچک سازی است هوشی یعنی نت نداردفقط ازراه شنیدن آموزش داده میشودوکوک کردن آن نیز درتم های سارنگی سازوجنگل ساز و...انجام می شود.

اسم دیگری که برای قیچک گذاشتند ((گم زور))غم زور یعنی سازی که غمها رامی زداید.پس ازنواختن ویاخواندن باقیچک فردبه کلی خالی می شود به گونه ای که احساس سبکی میکندوبه نوعی آرامش روحی دست پیدا میکند.
میشود(محمدنورمحب زهی)موسیقی درمانی باقیچک (سروز)
ازدیربازازاین سازبرای درمان بیماران جنی وگواتی استفاده می شده است که آن مراسم نیزدارای آداب خاص خودش میباشد.
+ نوشته شده توسط محمدریگی پناه در شنبه بیست و هشتم خرداد 1390 و ساعت 9:13 |

قیچک سروزاز جمله اصلي ترين سازها‌ي سنتي موسيقي بلوچ به شمار مي‌آيد.اين ساز زهي آرشه‌اي كاسه‌اي  بزرگ ودسته‌اي كوتاه دارد. سروز معمولا دوازده سيم دارد.به آرشه سرود كمانگ مي گويندو موهاي آن از دم اسب است هنگام نوازندگي كاسه سرود بر روي زانوي چپ(در حالت نشسته)و به طور عمود قرار مي‌گيرد. وچهارانگشت روی سیمهاوانگشت شست درپشت دسته قرارمیگیرددرقیچک سه سیم و (روت)روده ملودی و7سیم الیکوت میباشند که باگذاشتن هرانگشت نوازنده روی سیمهایکی ازسیمهای الیکوت که پایینترازسیمهای ملودی می باشندبه لرزش درمی آیند وبه قیچک صدای اکو میدهند درصورتی که قیچک به درستی کوک باشد.
سروزسازی است که به آسانی بانوازندگان آماتورعجین نمیشودوبسا نوازندگان تازه کارازنواختنش منصرف میشوند ولی اگرنوازنده ای اندکی دردریای عظیمش غرق شودبه راحتی نمیتواند ازآن بیرون بیاید چون این سازموجب جوشش درونی وتخلیه باطنی میشود

+ نوشته شده توسط محمدریگی پناه در سه شنبه بیست و چهارم خرداد 1390 و ساعت 10:14 |
اهالی شعروادب موسیقی حماسی بلوچی میرجاوه کارخودرادراین راستاازسالهای دورشروع کرده است

+ نوشته شده توسط محمدریگی پناه در چهارشنبه هجدهم خرداد 1390 و ساعت 13:17 |